.ایمان خان کشف کردن که هفتاد بار داستان من دانلود شده ...خب این هفتاد بار فصل چهل دانلود شدن ,بدون احتساب تکرار نظرات ده نفر نظر میدن؟ خیلی نامردین بابا![]()
.اونوقت تند تند فصلم میخوان.حالا که اینطوره از این به بعد ماهی یه فصل میدیم.![]()
سلام .چطورین؟ خوبین؟ خب به من چه؟
نزنین تو رو خدا...من همون جمعه شب اومدم آپ کنم اما یه نفر آپ کرده بود .اونم خارج از نوبت...در نتیجه منم الان اومدم...داستان رو هم آقا ایمان زحمتشو میکشن و وقتی لینکشو گذاشتن من تو همین آپ میذارم...![]()
چه خبر؟ خبر اصلی که میدونین اینه که آقا ایمان منت سر ما گذاشتن و تشریف آوردن....اونم با داستان
(دستت درد نکنه ایمان جون).بابا کشتی منو یه فایل ورد برام از چهل فصل آپلود کن دیگه ...مرسی داداش ایمان(اوی خودمونی نشیا).ضمنا اسم داستان نبرد نهاییه نه انتقام نهایی![]()
اهان منتظر فصلین؟ نمیدم...عمرا اگه بدم...نظراتتون کو؟ حالا من هیچی؟ این ایمان بنده خدا از کار و زندگیش میزنه اونوقت نظر که نمیدین هیچ یکی هم مثل سپیده میاد حال ما رو میگیره(سپیده من بگم غلط کردم آدرس وبمو به تو دادم راضی میشی؟).ایمان خان کشف کردن که هفتاد بار داستان من از طریق لینک ایشون دانلود شده ...خب این هفتاد بار فصل چهل دانلود شدن ,بدون احتساب تکرار نظرات , ده نفر نظر میدن؟ خیلی نامردین بابا.اونوقت تند تند فصلم میخوان.حالا که اینطوره از این به بعد ماهی یه فصل میدم.![]()
فاطمه جون ما را ز سر بریده میترسانی؟ عمرا ....بیا وسط البته بعد از تصحیح داستان.![]()
احسان, مهرنوش, سارا , هاگرید, لی لی و,گابریل , ریموس عزیز چشم .من باید فصلها رو یه بازبینی بکنم .اگه ایمان جون بازم منت سر من بذاره و یه فایل ورد برام اپلود کنه شده شب تا صبح بیدار بشینم این کارو میکنم به خدا...![]()
پوریا جون اون قضیه ی کتاب هفت مشکل چشمی من بوده که باید برم عینک بزنم یه تقویم هم بگیرم دستم تا بدونم الان سال 2006 هستیم بازم ببخشید.رفتم دنبال عینک ...تا دو هفته دیگه تحویل میگیرم...![]()
مسعود پاترونوس عزیز(همون گواهیر خودمون)شما اول و آخر نظر بدی فرقی نمیکنه خوشحال میشم بهمون سر بزنی![]()
راستی سار ا بلیک جون اون داستان گذشتگان رو شما مینویسی؟
خیلی قشنگه...من کلی منتظر فصل جدیدتم.زودتر بده.(واحد تبلیغات)![]()
هانی جون شما لطف داری…ولی به خدا منم در مضیغه هستم(مضیغه رو اینجوری مینویسن؟)…از خدامه این ده تا فصل رو بدم تموم شه ولی هنوز شیش تا بیست صفحه باید تایپ کنم .که فقط روزای شنبه میتونم این کارو بکنم اونم چون آریا خونه نیست…اگه مامان خونه باشه و من وقتم ازاد باشه و کارای خونه نمونده باشه و برای بازدید بابا کسی نیاد و.... خواهرام مرده باشن و خودم درس نداشته باشم و سیستم …..خودت بگو بدبخت تر از من سراغ داری؟تازه با این بدبختی یه فن جدید شروع کردم که خودم خیلی ازش خوشم اومده….نوشتن اونو هم اضافه کن بعد نتیجه بگیر که وقتی برای درس خوندن نمی مونه و در نتیجه من امسالم پشت کنکورم(شکلک گریه از نوع سوزناک دلم برا خودم کباب شد)(حال میکنی چه جوابی به یه خط نظرت دادم؟صد در صد سفارشی).![]()
آقا ایمان بازم از زحمتی که میکشی ممنون و امیدوارم برای خنک شده دل هر دومون این سپیده رد بشه(شکلک آمین)![]()
فریبای عزیزم جواب شما با هانی مشترکه برو بخون بعد بگو من چه خاکی بسرم کنم ؟خدایی اگه الان ایمان فصلا رو یهو بده من باید برم بمیرم چون تا حداقل یه ماه دیگه نمیتونم فصل بدم...بازم معذرت میخوام که منتظر میمونین.ضمنا اگه نظرات از ده نفر به هفتاد نفر نرسه حالا حالاها فصل نمیدم...منظورم دوستای همیشگی نیستا...اونایی که میان میخونن در میرن رو میگم.
ناشناس جون معرفی نمیکنی؟ معرفی کن تا منم بهت بگم کو؟![]()
خب دیگه اگه کسی از قلم افتاده امیدوارم ببخشه.اینم فصلها(پیشنهاد میکنم فصلهای سی ونه و چهل رو دانلود نکنین (اگه تا حالا نکردین) چون من باید اونا رو تصحیح کنم.
.خبر خوب اینکه فصل 45 رو تایپ کردم(بعد از یک ماه...شاهکارم به خدا) خبر بد اینکه ممکنه داستان یه کم طولانی تر بشه آخه تو همین دو روز تاخیر بین آپهام به این نتیجه رسیدم که نبرد نهایی رو کامل ترش کنم البته میدونم که تا حالا هم خیلی طولانی شده ولی ترجیح میدم داستان رو یه بار تصحیح و بازنویسی کنم قول میدم خیلی بهتر بشه.
البته این به نظر شما بستگی داره.اینم بگم که دوشنبه آقا ایمان فصل جدید رو تو نظرات میذارن و چون من امروز دارم میرم و دو روزی نیستم میتونین از اونجا دانلود کنین تا برگردم و لینکشو بذارم.فصل چهل رو چون مشکل داشت فعلا نذاشتم درستش که کردم دوباره لینک میدم
برسیم به داستان و پازل و تکه فیلم(عمرا اگه از رو برم). اینم سه تا پازل...اما واتسون. تیم گوییدیچ گریفندور و بریتنی...
وای نمیدونین الان چه حالی دارم.اخه من امروز داشتم چند تا دی ودی دی رو به وی سی دی تبدیل میکردم و میریختم تو فایلهای خودم(هر درایو سیستم ما مال یه نفره) یهو دیدم کل فایلهام ناپدید شده .هرچی نوشته و داستان و عکس و آهنگ داشتم پریده بود..
.جاتون خالی واقعا دپرس شده بودم .
داشتم دیوونه میشدم گفتم کار آریای نامرده...خلاصه حسابی اشکم داشت در میومد که پیداش شد...خدا خیلی بهم رحم کرد .....![]()
یکی از دوستان اهنگ وبلاگ رو خواسته بودن که از اینجا میتونن دانلود کنن.به شرطی که نری باز دوباره نیای.
آهان یادم اومد سحر جون چند تا تیکه فیلم گذاشته بودن که باید دانلود میشد برای اطلاع دوستانی که حوصله ی دانلود طولانی رو ندارن ...یه نرم افزار داریم به اسم دانلود اکسلیتور...شما میتونین این نرم افزار رو از لینک زیر بگیرین و نصب کنین .این طوری وقتی میخواین هر صفحه یا داستانی رو دانلود کنین این نرم افزار فعال میشه و بعد از زدن دکمه ی سیو یه پنجره جدید باز میکنه و شما استارت دانلود یا دانلود نو را میزنین. بعدش هر موقع شما کانکت بشین میتونین فعالش کنین .تا وقتی چهار ساعت چهار ساعت میچتین همه ی دانلودهاتونو بکنه.کارش دقیقا مثل ضبطه و خیلی راحته..یعنی شما میتونین یه فایل سنگین رو در سه چهار بار کانکت شدن بگیرین و نیازی نیست خیلی الکی تو اینترنت بمونین.تنها مشکلش اینه که وقتی میخواین چند تا صفحه و وبلاگ باز کنین صفحه سنگین میشه که مجبورین این جور مواقع این نرم افزار رو اگزیت کنین.من الان دارم باهاش 28 تا بازی فلش و چند تا کتاب و مقاله دانلود میکنم. اینم لینکش.که جدیدترین ورژنشه.
دیگه چند تا عکس از محفل ققنوس دارم که از دیوانه ساز گرفتم.
یه مطلب طنز خوشگل هم داریم.
هذا المطالب في امور الزداوج في باب عاشقيه در مراحل عمليه
به قلم: شيخپروتی پتیل "يعني چه" من مملكة اسلاميه
البخش الاول: العاشقيه
ان الازدواج امر ميمون، الذی محتاج بها هر پسری (وهکذا هر دختری)بالخصوص فی ايام الجوانی و هو مشتمل بر مراحل المختلف من جمله العاشقی و الخواستگاری و النامزدی و العقد و العروسيه و الطلاق. و الان بررسيه فی هذه القسمت فی البيرامون " النحوه العاشقی"
فی الموضوع النحوه العاشقيه، موجود نظرات المختلف بين العلماء الازدواج:
فی الطريق الاول: الجوان العلاف ميگردد، فی الخيان فی حال رأسه پايين و فکره فی هپروت و فی لحظه می آورد رأسه البالا و يعاشق بالاولين الدختر الذی يشاهده لا به يک دل بل به صد دل.
و العلماء يقولون به هذه الشيوه: " الروش الرندوم " يا " الروش الشانسيه ".
فی النوع الديگر: الفرد العاطل و الباطل می ايستد فی سر الکوچه و ينظر الی هر فرد الذی رد ميشه فی حال پکش سيگار و يتداوم اين کارالی الوقتی که هو يعاشق الی يک نفر بدتر من خودش.
نوع الديگر العاشقی موجود الذی هست کلاسش بالاتر و يستعمل فی الدانشگاه کثيراً.
فی هذا الطريق، الجوان يعاشق فی الزمان رد و البدل الجزوه و المباحثات الشبه العلميه، افزايد العشق، فی هذه الشيوه تا حد الجنونيه
نوع الجديد من العاشقی جاء به البازارن و هو العاشقی بوسيله الاينترنت و رخ ميدهد فی موقع الچت و قس علی هذا.
فی هذا الروش، الجوان يعاشق بالذی يتايپ (تايپ ميکند)، اللغات بالناز و العشوه فی حال لا يشاهد المعشوقه.
لاجرم الجوان بايد باشد المحتاط کثيراً فی هذا الروش چرا که الذی يتايپ با ناز و ادا، يمکن باشد فرد با سبيل به اين هوا.
و اما الگونه العاشقيه که رويم الی رويتان و الگلاب تحت الپايتان معروف بالعاشقيه الواقعيه و فی هذا الشيوه، الجوان يعاشق به هر کس که حاضر بالازدواج با او عشقاً عشقا.
فی هذا الطريق، الجوان العاشق الميميرد برای المعشوق خود فی چند ماه الاول. اما الامان از يک سال بعد......
الجوان العاشق يقال الی المعشوقيه: الببند اون دهنتو، ميزنم تو سرت، الخاک فی رأسی که الاومدم خواستگاریانت. الالهی پام يشکست (ميشکست)و لا اومدم.
المعشوق تقال الی الهمسر خود: انا ديگر لا تحمل هذا الوضع. انا لا يسکن فی اللونه الموش که انت يقال بذالک المنزل. انا ميرم مسکن البابام.الجوان العاشق: انت غلط ميکنی . الپاتو قلم میکنم اگر تخرج فی هذا المنزل.
المعشوق: الحالا میبینی......
التتتتتتتتقققققققق....... .. (هذا الصوت الکثیره الباب که المعشوق رفت الی المنزل الباباش)
فی هذا الوقت الجوان العاشق البدبخت و البیچاره باید یطعم البهترین طعام فی الدوران المجردیه که النیمرو و الاملت باشد.
الچند روز بعد الجوان العاشق و البدبخت باید یکشد (بکشد) المنت بالطلا و الجواهر و الدسته گل فی المعشوق خود که تو رو خدا برگرد. انا المعذرت. انا الاشتباه. انا العصبانی.
القصه ما به سر رسید الکلاغه لا رسید الی المنزله.
البیچاره آقایون...................................
(مع التغییرات الکثیره)
انا حالم به هم خورد از بس نتایپ العربیه .
فلا الزت الزیاد



