تبليغاتX
انجمن مترجمان جوان

نمی دونم دلم دیوونه ی کیست

                                   کجا می گردد در خونه ی کیست

نمی دونم دل سر گشته ی مو

                                  اسیر نرگس می خونه ی کیست

 

سلام به همه دوستان خوبم

امیدوارم حالتون خوب باشه.خوب متاٌسفانه آبجی سحر نیامدند که آپ کنند بازم متاٌسفانه باید من رو تحمل کنید.خوب اول از همه میرم سراغ چند تا از دوستان یا همون نظرات.

پروتی جون من نظرم رو برات آف گذاشتم.به پیشنهادی هم که دادم فکر کن.منتظر جوابت هستم.در مورد جوک گفتن یا بحث تو قسمت نظرات هم من مشکلی ندارم به شرطی که به کسی توهین نشه

آبجی سحر نیستی بابا؟مثل این که سرت خیلی شلوغه ها!بابا مثلاً یکی از نویسنده های این وب هستیا!!ولی بابت داستان دستت درد نکنه.پیش ما بیا

 جون خسته نباشی عزیز.WereWolf

 جمیز(304 با صفا) عزیز بابت داستان ها ممنون ولی یه سئوال چرا اسمت رو عوض کردی؟ امیدوارم در امتحانت موفق باشی.راستی من کم پیدام؟محض اطلاعتون باید بگم من هروز به وبلاگ سر می زنم حداقل روزی 4 یا 5 بار.فکر کنم من از پروتی هم بیشتر به این جا سر می زنم اون وقت میگی من کم میام یا فقط نظر میدم.

شاه پاتر جون کجایی دادش.بابا خیلی کم پیدا شدی!

الی جون تو هنوز کم حرفی مزمنت خوب نشده؟

 

راستی یه تبلیغ بکنم.برید سریع سیم کارت ایرانسل بخرید.میگن هنوز یه خورده تو آنتن دهی مشکل داره ولی حتماً مثل تالیا درست میشه.ولی بازو در موردش تحقیق کنید.

بچه ها اگه کسی قالب قشنگی داره که مخصوص بلاگفاست برای من بفرسته تا با اجازه ی پروتی جون و آبجی سحر قالب رو عوض کنم.

خوب بریم سراغ داستانها

 

داستان هری پاتر و نفرین سرنوشت

نویسنده محمد جون دوستWereWolf

 فصل اول   فصل دوم   فصل سوم   فصل چهارم   فصل پنجم

 

داستان هری پاتر و چوبدستی برتر

نویسنده سالازار عزیز

 فصل اول   فصل دوم   فصل سوم   فصل چهارم   فصل پنجم 

فصل ششم   فصل هفتم   فصل هشتم   فصل نهم   فصل دهم

 فصل یازدهم

 

داستان هری پاتر و روشنایی در تاریکی

نویسنده جمیز(304 با صفا)عزیز

فصل دوازدهم            فصل سیزدهم 

 

داستان هری پاتر تا همیشه در گذشته

نویسنده آبجی سحر

فصل بیست و چهارم 

 

خوب حالا سخن بزرگان

1-نه تنها مشکلات را تحمل کن بلکه آن ها را دوست بدار.

2-نیک بخت کسی است که دست دهنده دارد نه گیرنده.

3-وحشتناکترین چیز در دنیا قضاوت بدون عدالت است.

4-هر چه دشمن بیشتر وحبت کند بیشتر پرهیز کنید.

5-هر کس از سرنوش دیگران پند نگیرد دیگران از سرنوشت او پند می گیرند.

6-هرگز نمی توان با ادم های کوچک کارهی بزرگ انجام داد.

7-ترشرویی دوست بهتر از لبخند دشمن است.

8-ثروت شخص را خوشبخت نمی کند ولی اعصاب او را ناراحت می سازد.

9-بزرگترین رکن دوستی پوشانیدن راز دوستان است.

10-به دنبال گناه کار نباشید به دنبال حل مشکل باشید.

 

چند جمله ی گیرا

مهم اين نيست كه تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه كه تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه كه با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره كنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم كه كسي نتونه هكمون كنه

اخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم

خدایا کاش تمام حرفهای ما ارزش یاد گرفتن یک تجربه را داشته باشد ، اینکه : " فاصله بین عشق و نفرت به اندازه ی یک تار نازکه " کاش مواظب باشیم تا دگر دل یکدیگر را نرنجانیم . روزها می گذرد رنگ ما رنگ دگر می گیرد و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده باقی می ماند

 

نبود رنگ دو عالم كه نقش الفت بود
زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت
به يك كرشمه كه نرگس به خودفروشي كرد
فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

 

درخت غم به جانم کرده ریشه

به در گاه خدا نالانم همیشه

دوستان قدر یکدیگر بدانید

عجل سنگ است و آدم مثل شیشه

 

امیدورام خوشتون اومده باشه.منتظر نظراتتون هستم.

 

سرنوشت را نمی توان از سرنوشت.

 

خوش باشید

                       

 ویرایش گودریک

دوستان شرمنده داستان نفرین سرنوشت برای محمد جون دوست علی عزیز است.من شرمنده ام.نمیدونستم

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در چهارشنبه 1385/11/25 و ساعت 21:41 |

حسین بن علی در خون شنا کرد

                                    مرا با این حقیقت آشنا کرد

ولایت را شرایط مشرقین است

                                 ولایت قیمت خون حسین است

 

 

سلام به همه ی دوستان خوبم

امیدوارم حالتون خوب باشه.منم به نوبه ی خودم ایام محرم رو به همه ی محبان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گم.

خدارو شکر میبینم ای تب بیوگرافی هم از بین رفته. باعث و بانیش رو خدا لقد کنه.

خوب قبل از همه چیز می رو سراغ داستان هری پاتر و رو شنایی در تاریکی

نوشته یجیمز پاتر عزیز

فصل 10   فصل 11

چند تا عکس قشنگ هم براتون پیدا کردم.حتما ببینین.(پسرهایی که زیاد چت میکنن حتماً اولی رو ببینن)

عکس1    عکس2    عکس3   عکس4

خوب میریم سراغ نظرات   

جون ممنون از این همه لطفی که به من دارین SPYBLASTER

  عزیزم مرسی.ولی من فکر کنم همون معرفی کافی باشه    WEREWLOF

گابریل دلاکورجون متشکرم.لطف داری.

الیاس شبح ممنون.ولی یه جوری سعی کن خودت رو درمون کنی.امیدوارم این کم حرفی مزمنت زود خوب شه.

ح پاتر جون در مورد داستان باید یقه ی داستان نویسان وب رو بگیری!

مهرنوش خانوم مرسی.سعی می کنم دیگه سر وقت آپ کنم.

جمیز عزیز ممنون ولی نمی دونم چرا تو سحر یه چند تای دیگه این قدر گیر دادین به من.اصلا چرا به الی شبح گیر نمیدین

پروتی جون داستان چی شد بابا.خدا رو خوش نمیا این همه آدم رو الاف کنی ها.بابا یه فصل مونده داری ما رو زجر کش می کنیا.تو رو خدا زود باش.

آبجی سحر خودم.خوبی ؟بابا تو هم که بد تر از پروتی دو ماه یه بار فصل میدی!!!

شاه پاتر عزیزم ممنون.شما خوبی؟در مورد اون پیشنهادت یه یک ماهی هست یه کاری کردم ولی خوب هنوز کلی کار دارم.شاید آخر محرم شروع به پخش کنم.ولی بازم معلوم نیست.

 

راستش تو نظرات پست قبل 2  تا شعر زیبا دیدم دلم نیومد اون رو تو آپم نزارم

 

ایمان دوستی(که شعر رو خودشون سرودن)

 

سلام به بچه های عزیز و گرامی
امشب جهان به سوگ اشک و غم صدا کند
از سوز او زمین خدا کربلا کند
خورشید آسمان یگانه بود , ولی ظهر
دیدیم چگونه نام حسین اش دوتا کند
از عرش تا زمین همه غمدار او شدند
چون ذگر یا حسین , محشر به پا کند
چهل روز بگریند , زمین ,آسمان و خاک
بر صبت آن علی که دم لافتی کند
هر محرم محرم او گریه میکند
اين اشك كه در روز عزل خود چها كند
آندم كه ابولفضل به ده تكه شد سرود
از وي نخواه نگه به لب تشنه ها كند
از نام يا حسين بلرزد جهان سست
اين لرزشي كه تازه غم كبريا كند

 

و ریموس لوپین عزیز

 

 

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عالم که نامش محرم است
جن و ملک بر آدميان نوحه مي کنند
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است
گويا طلوع مي کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامي ذرات است

 

خوب این شعر رو هم از طرف خودم براتون می زارم.امیدوارم خوشتون اومده باشه(شرمنده فارسی ساز ورد نداشتم نتونستم درست ویرایشش کنم)

 

الا ای انسان زمان کوچ باشد       عبادت بی ولایت پوچ باشد

هزاران شب اگه شب زنده داری     به غیر از راه حسین راهی نداری

حسین انگیزه ی ایجاد هستیست   حسین معنای حق و حق پرستیست

حسین و ساقیش یک قبله هستند     صفا و ساقیش یک دجله هستند

حسینی باش تا محشر نگویند        چرا پرونده ات امضاء ندارد

اگر پرونده ات امضاء ندارد          رضایت نامه ی زهرا ندارد

محبت در رگ و در پوست داریم     حیسن بن علی را دوست داریم

 

5 پاداش در باره ی کسی که برای اهل بیت(ع ) مخصوصاً امام حسین(ع) اشک بریزد:

1- گریه بر آن حضرت سبب آمرزش تمامی گناهان کوچک و بزرگ است.

2-جایگاه همیشگی گریه کننده در بهشت است

3-اگر گریه کننده بر مصائب آن حضرت گریه کندو اشک بر گونه اش جاری شود جیگاه ابدی او بهشت است.

4-گریه کننده بر آن حضرت مورد شفاعت حضرت زهرا(س) قرار می کیرد.

5-چشم گریان بر آن حضرت در قیامت گریان نمی شود.

 

خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه.منتظر نظراتتون هستم.

 

سرنوشت را نمی توان از سرنوشت.

 

                                         خوش باشيد        

 

من اصلا موندم شما ها وقتی هری و جینی و رون مردن چرا اینقدر به فصل آخر گیر دادین؟ نزنین بابا آوردم داستانو به خدا

 

سلام بر و بچ چطورین؟شرمنده که اومدم تو آپ گودریک ...آخه دیروز آپ کرده بود خوبیت نداشت آپ قشنگشو خراب کنم...(شکلک نه که حالا نکردم)دیگه شرمنده گودریک جون آپتو منور کردم دیگه(چشمک) خودت گفتی داستان رو اینجا بدم.میخواستم لینکشو بیارم اما پرشین گیگ....(شکلک خاک بر سرش مرده شور شو ببن)

خب فوحشاتونو نگهدارین برا بعد دانلود داستان .....(هر چند که پیش پیش دادین)

بلاخره  به لطف آبجی  جونم داستان پنج مگی رو آپلودش کردم.طفلکی از محل کارش داستان رو آپلود کرد.اخه سرعت اینترنتش امروز از شانس جمع یه مگ در دقیقه بود....(شکلک میدونم کف کردین)

یه کم دانلودش زیادی طول میکشه گفته باشم...پس وقتی دانلودش کنین که حداقل یه ساعت بخواین تو اینترنت باشین

در مورد بی نام و نشون هم باید بگم تافصل پنج نوشتم .اما چون واقعا مشکلات تایپی داره منو پیر میکنه به این نتیجه رسیدم که شما روش حساب نکنین من همینجوری تفریحی تایپش میکنم اگه رسید تو آپا میذارمش نرسید میذارم تو تعطیلات عید یه روز در میون میدمش

خب برای دانلود داستان بایداز  هفت خوان رستم رد بشین.جونم رو گرفت تا آپلودش کردم به خدا.برا آپلودش دو روز شیش ساعت تلاش کردم آخرشم دادم خواهرم با سرعت یه مگ در دقیقه سه سوت آپلودش کرد که من کف کردم.برای آپلود داستان به خاطر مشکلات پرشین گیگ باید از هفت خان رستم رد بشین چون پرشین گیگ همچنان مشکلات داره و فایل رو تو صفحه ی لینکها نیاورده اما تو اصل پرشین گیگم هست. منم دیدم زیادی شرمنده ی دوستان شدم مجبورم کلا پسورد پرشین گیگم رو بریزم بیرون(شکلک داشته باشین معرفتو)

نبرد نهایی

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در جمعه 1385/11/13 و ساعت 18:47 |

تن محنت کشی ديرم خدايا

                              دل حسرت کشی ديرم خدايا

ز شوق مسکن و داد غريبی

                            بـه سينه آتيشـی ديـرم خدايا

 

سلام به همه  ی دوستای خوبم

امیدوارم حالتون خوب باشه و در مورد محصل ها هم باید بگم امیدوارم امتحاناتتون رو خوب داده باشید.(احتمالاً تا حالا اکثر امتحان ها رو دادین)

خوب در مورد داستان باید بگم خبری نیست چون نه پروتی جون چیزی به من داده نه آبجی سحر.مگه این که تو ویرایش این آپ براتون بزارن(امیدوار باشین)

 

 

و اما در مورد معرفی خودم:

به نام تک مکانيک قلب هاي تصادفي _ نام:اواره ... شهرت:سرگردان..... شغل:گداي محبت ..... نام مادر:چشم انتظار...... نام پدر:سلطان غم..... جرم:به دنيا امدن..... محکوميت:زندگي کردن.... .... تاريخ ازادي:مرگ.... تلفن:اه وناله ..... ادرس:شهر بي مهري -چهارراه انتظار-خيابان سوزوگداز-کوچهء نامردي-پلاک تنهايي

 

خوب میرم سراغ نظرات که به لطف سحر خانوم خیلی زیاد هست.

احمد جون ممنونم.در مورد لینک باکس باید با پروتی خانونم صحبت کنی.

نازنین خانوم خیلی ممنون.

ح پاتر جون مرسی.

Spy Blaster جون متشکرم.چشم سعیم رو می کنم.

Fariba خانوم ممنون.شما لطف داری.

جمیز پاتر جون نیستی داداش.کجایی بابا؟این داستانت چی شد.نکنه می خوای ولش کنی؟پیش ما بیا

شاه پاتر عزیزم شما هم که نیستی بابا.کجایید بابا؟یه سری به ما هم بزنید.

فاطمه خانوم خیلی کم پیدا شدی.سایتون خیلی سنگین شدها.

سخن بزرگان

آبجی سحر خودم بابا داستانت چی شد پس.چشم به راهیما

پروتی جون اون داستان بی نامت هم مثل نبرد نهایی قشنگ ولی بهتر نبود صبر می کردی نبرد نهایی تموم یشه بعد ای داستان رو بزاری(ما هنوز تو کف اون یکی موندیم)در مورد فداکاری یک مار هم خیلی دیر به دیر فصل میدین.

 

سخن بزرگان

1-بیماری زندان جسم است و غم زندان روح.

2-تا مدریت بر خود یاد نگیریم قادر به اداره کردن دیگران نیستیم.

3-ترشرویی دوست بهتر از لبخند دشمن است.

4-دل هنگامی که اندوهناک شود جایی برای اندیشه ندارد.

5-جوانی فرصتی است که بیش از یک بار به دست نمی آید.

6-سیاست مدار خوب کسی است که روز تولد یک نفر را می داند ولی سن او را فراموش می کند.

7-زیاد کار کردن مهم نیست درست کار کردن مهم است.

8-غیبت کوشش عاجزان است.

9-شهرت چون بخار است،محبوبیت مثل یک حادثه و ثروت مانند تند باد است.

10-همه خوبند ولی نه برای همه.

 

 

چند مطلب گیرا

 

عشق در لحظه اي پديد مي آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است

 

وقتی معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتی تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو.... شوقه با تو بودن....و اندوهه بی تو بودن

 

خدایا کاش تمام حرفهای ما ارزش یاد گرفتن یک تجربه را داشته باشد ، اینکه : " فاصله بین عشق و نفرت به اندازه ی یک تار نازکه " کاش مواظب باشیم تا دگر دل یکدیگر را نرنجانیم . روزها می گذرد رنگ ما رنگ دگر می گیرد و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده باقی می ماند

 

پيرها همه چيز را باور کرده اند، ميانسالها به همه چيز شک دارند، جوان ها همه چيز را ميدانند

 

عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم. عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود

 

دستها بالا بود. هر کسي سهم خودش را طلبيد.سهم هر کس که رسيد، داغ تر از دل ما بود ولي نوبت من که رسيد، سهم من يخ زده بود! سهم من چيست مگريک پاسخ پاسخ يک حسرت! سهم من کوچک بود قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت وسعتي تا ته دلتنگيها شايد از وسعت آن بود که بي پاسخ ماند!

 

عشق، تنها آزادي در دنياست، زيرا چنان روح را تعالي ميبخشد كه قوانين بشري و پديده هاي طبيعي مسير آن را تغيير نمي دهند. LOVE is the only freedom in the world because it so elevates the spirit that the laws of humanity & the phenomena of nature do not alter its course

 

گفتم تو شیرین منی،گفتا تو فرهادی مگر؟گفتم خرابت می شوم،گفتا تو آبادی مگر؟گفتم ندادی دل به من،گفتا تو جان دادی مگر؟گفتم از کویت می روم،گفتا تو آزادی مگر؟گفتم فراموشم نکن،گفتا تو در یادی مگر؟

 

وقتی خدا بهت میگه :"باشه" ،چیزی رو که میخوای بهت میده. وقتی میگه "صبر کن "،چیزه بهتری بهت میده . وقتی میگه "نه"،داره بهترین رو برات آماده میکنه

 

تا حالا شده بشکنی؟...جوری که تمام وجودت ذره ذره بشه...هیچ میدونی چقدرسخته!!!...اشتباه نکن منظورم شکست عشق نیست!...شکست تمام وجودت در برابر یک حرف! یک جمله بی اهمیت و ساده... منم یک روزی شکستم...به همین سادگی...بی صدا...بدون حرف...حتی ناله هم نکردم...و نمیدونی چه قدر دردناک بود و چقدر...... و اینکه چقدر دلم فریاد میخواد و چقدر دلم محتاج شده و ضعیف...محتاج یک نگاه ساده حتی...محتاج یک کلام با محبت...محتاج یک دوست...ای کاش آدم ها احساس هم رو درک میكردند

 

ای که می پرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز قلب زیبای تو نیست

 

و یکمی هم بی راهه

 

مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشك مادر توبه كردم --2 -داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسكاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي كمه فاصله رو رعايت كن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمند

 

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، . دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم . اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، . اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم !

 

قشنگ ترين آدم دنيا :دكتر ...3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشكار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : بچه های این وب

 

 

خداوندا :

 

آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم

 

شهامتي تا تغيير دهم آنچه را كه ميتوانم

 

ودانشي كه تفاوت اين دو را بدانم.

 

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه.منتظره تظراتتون هستم.

 

 

سرنوشت را نمي توان از سرنوشت.

 

خوش باشيد

******************************************************

 

سلام به همه داداشیاو آجی های گل خودم.خوب اینم

 

 

ازداستانم که به لطف  جیمز عزیز  بالاخره تونستم

 

بزارم.ولی شرمنده که پی دی اف نشدهآخه ازوقتی

 

ویروسای کامپوترم رو پاک  کردم  و برنامه  هاش

 

روپاک کردم دیگه برنامه پی دی   افش   رو آماده 

 

  نکردم.این ازداستان هری پاترتاهمیشه              

 

درگذشته :                                                

      

داستان هری پاترتاهمیشه درگذشته            

 

 

 

ویرایش در ویرایش :سلام خب ظاهرا اژ گودریک شده مقر داستانها بفرمایین اینم سهم من

 

با عرض معذرت از گودريک عزيز تو آپشون دست بردم  تا دو فصل داستان رو بذارم اول قسمت دوم فصل 47 نبرد نهايي(فصل آخر رو اگه خدا بخواد تا هفته ي ديگه پنج شنبه ميرسونم و به سلامتي از شرم راحت ميشين)
دوم فصل سوم از فداکاري يک مار
در مورد داستان بي نام و نشون بايد بگم اون فصل اول رو نديد بگيرين يه فصل اول خيلي جالب تر براش جورکردم که تو همون آپ ميذارمش.
نبرد نهایی
 

فصل سوم فداکاری یک مار

اینم دو تا عکس از جیمز عزیز:جیمزی جون میلتو چک کن

 


عکس 1    عکس 2

قربان همه ی دو.ستان:پروتی 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در پنجشنبه 1385/10/21 و ساعت 20:22 |

 چه خوش دارم که چينم من گـل نار         

                                     چه خوش دارم که يار آيد به بيرون

چه خوش دارم که بينم چهره ی يار

                                   جهانی را کند روشـن ز رخسار

 

 

سلام به همه ی دوستان خوبم


امیدوارم حالتون خوب باشه.خوب ایام امتحانات رو هم به محصلین عزیز  تیریک میگم.خوب درس بخونید مخصوصا سال سومیا(دبیرستان-فنی).خوب قبل از جواب دادن به نظراتیه چند تا نکته؛

اول: از آریا جون ممنون که زحمت کشیدن فصل جدید رو گذاشتن توی وبلاگ.(ولی لز حق نگذریم آبجی خیلی خوبی داری.بیشتر هواش رو داشته باش)

دوم: از پروتی عزیز هم تشکر می کنم برای داشتان زیباشون.

سوم: فصل جدید داستان جمیز پاتر عزیز

فصل 7

خوب بریم سراغ نظرات:

جمیز ایزاک پاترعزیز ممنون.پیش ما بیا

 goudric grifindor جون تو ادامه اگه نگاه کنی می بینی(اتفاقا توی این آپ هم هست)راستی این همه اسم چرا این رو انتخاب کردی.این سحر همینجوری نمی تونه با یه گودریک کنار بیاد چه برسه به دو تا ولی حال می ده

fariba جون ممنون.

پروتی جون ممنون.نظر لطفتونه.راستی آفات رو بخون برات یه پیغام گذاشتم.جوابم رو سریع بده.

الیاس خالی هر جور راحتی.ولی بازم ممنون.

شاه پاتر عزیز خودم.داداش این حرفا چیه.شما بزرگواری.از اسمت هم که معلومه(چیزی که عیانه،چه حاجت به بیانه)در مورد سئوالت هم تقصیر تو که نیست اشکال از معلماست.پیشنهاد می کنم از آدم های با جنبه سئوال کنی

فاطمه خانوم ممنون.راستی شما همون فاطمه قبلی هستی؟اگه همونی چرا این قدر کم حرف شدی؟قبلا از نظرات بلند بالاتون فیض می بردیم.

جمیز پاتر جون مرسی.در مورد اون جمله هم فکر کنم کاملا واضحه.ولی برای شما؛سرنوشت رو نمی تونی دوباره شروع کنی.از فرصت هات استفاده کن

سالازار جون خوش اومدی دوست قدیمی.هنوز سر اون نظرات هستی؟

WereWolf جونم مرسی.ولی این سحر هنوز داغه(از همون موقع که ضربه به ...ش خورده حالش خوب نیست)

خـــــــــــــــــــــــوب می رسیم به سحر خانوم

میگمسحرجون  فکر کنم حق با منه تو یه چیزیت شده.با توجه به اون حرفایی که در مورد پسرا میزنی منو مجبور میکنی یه انجمن M.S (مرد سالار)درست کنما.

راستی در مورد دخترا:اون که تا یه سوسک یا موش می بینن جیغ نمیزنن.یا تا با دادششون دعوا میشه داد نمی زنن مامااااااااااااااااااااان.یا موقع خواب که عروسک بغل نمی کنن.یا از تاریکی و تنهایی نمی ترسن.یا اصلا وسواسی نستن.یا.......................

خوب با این توصیفات تکلیف رو شنه

در آخر من قصد توهین به هیچ خانومی رو ندارم(اگه نظرات قبلی رو بخونین متوجه میشین ای آتیشا از ...ه سحر بلند میشه) ولی به عنوان از نویسنده ی مذکر از حقوق پسرا دفاع کردم.

سخن بزرگان

1-زیان چشمباز بیش از کوری است.

2-فرصت زود از دست رود و دیر به دست آید.

3-قبل از اعتقاد به مرگ باید به زندگی اعتقاد پیدا کرد.

4-گوهر مردان در دگرگونی های زمان آشکار می شود.

5-کیسه که پر باشد چین و چروک صورت را از بین می برد.

6-هر مصیبتی هسته ی یک سعادت را در خود دارد.

7-گسی که در جنگ زتدگی فتح می کند که د رخانه اش صلح باشد.

7-سعائت کالای گرانبهایی است که به زر و سیم نمی توان خرید.

8-دو چیز پایان ندارد:اندوه ها و نیازمندی ها.

9-خشم نادان در کلمش ظاهر مشود و خشم دانا در عملش.

10-در خیر اسراف نیست چنانچه که در اسراف خیر نیست.

 

چند مطلب گیرا

 

اگر فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم می شه اگر فکر میکنی که از پس رفتنت اشک میریزم اگر فکر میکنی که با نبودنت لحظه هایم خالی میشه اگر فکر میکنی که هر لحظه دلم بیشتر تنگ میشه اگر فکر میکنی که بی تو میمیرم بسیار درست فکر میکنی خوب تو که میدونی نبودنت رو تاب نمی یارم پس فقط مال من باش نرو

 

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

 

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... چون صدایم را نمشنوی...برایت گریه نمیکنم...زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه که هر وقت گريه کرد هيچکس اشکش نديد 3- رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار که هرچي مردو نا مرده بهش تکيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن

 

عشق رو " اد" کن .. به احساسات قشنگت" پي ام" بده .. غم ر و " دليت" کن براي غرور" آف" بزار بگو بشکن آخه دنيا دو روزه .. و خيانت رو"هک"کن ازانسانيت " کپي" بگير و " سندتوآل" کن با صداقت، وفا و معرفت هم "چت" کن از زيبا ترين خاطره هاي زندگيت" وب" بگير

 

نميدانم زندگي چيست؟؟ اگر زندگي شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام? اگر زندگي خروش جويبار است سالهاست که من در چشمه ي جوشان زندگي جوشيده ام اما اين نکته را فراموش نمي کنم که زندگي بي وفاست زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم اما اشکانم به من نياموخت که چگونه زندگي کنم

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند    قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است

بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند     تارموي توست اما ريشـه ي عـمـر من اســت

 

رزو می کنم: زندگی مال تو....مرگ مال من راحتی مال تو....گرفتاری مال من شادی مال تو.....غم مال من همه مال تو ولی تو مال من

 

بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم و شورانگیز وشاد آلود به دامان شقایقها بیاویزم بدزدم تیشه فرهاد عاشق را و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فرو ریزم بسازم کلبه عشقی بسازم کلبه عشقی میان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم و نقش دیگری ریزم بیا وا کن لبانم را به تکرار سرود عشق که من آن مرغ غمگین شب آویزم

 

 

 

سرنوشت را نمي توان ار سرنوشت.

 

                                                  خوش باشيد

 

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در دوشنبه 1385/10/11 و ساعت 17:42 |

ببندم شال و ميپوشم قدک را     بنازم گردش چرخ و فلک را

بگردم آب درياها سراسر       بشویم هر دودست بی نمک را

 

سلام به همه ی دوستان خوبم

امیدوارم حالتون خوب باشه.بابت چهارشنبه از همتون معذرت می خوام مخصوصاً از پروتی عزیز.خوب یه کاری پیشومد که دیر شد.پنجشنبه صبح هم که آمدم دیدم پروتی جان زحمتش رو کشید.(خسته نباشی).قبل از اینکه برم سراغ نظرات یه خبر بدم که اسم کتاب هفتم جی.کی.رولینگ: هری پاتر و دره های مرگبار (Harry Potter and the Deathly Hollows) هست.این خبر رو الی شبح جون دادن .البته تو ویزارد نوشته:هری پاتر و قدیس های مرگ بار وبه نقل از BBC هم نوشته سایت ‌‌BBC این کتاب رو با نام «اولیای مرگ بار» ترجمه کرده است.

 

خوب حالا نظرات:

مترسک جون ممنون.

آرمان جان مرسی.این وظیفه ست.

ایمان خان خواهش می کنم.این حرفاچیه؟شما سرور مایی.

Fariba جون ممنون.قابلی نداشت.

دوست جون عزیز حتما بهت سر می زنم.در مورد اینکه یه هری پاتر دووووو آتیشه بودن باید بگم در هر چیزی باید تعدل رو حفظ کرد.

جیمز پاتر عزیزم مرسی.داستانت واقعا عالیه.

فاطمه خانوم عزیز ممنونم.چه عجب!از این روا.کم پیدا شدی؟قبلاً بانظرات گرانبهاتون ما رو مفتخر می کردید.در مورد رنگ ها هم کار خودم بود.

همکلاسی(رضا پاتر) خوش اومدی.

سحر جان میگم شما چرا به جای ورزشهای رزمی رشته ی آشپزی یا گلدوزی رو انتخاب نکردی.البته من منچ1000متر یا وسطی رو هم پیشنهاد می کنم،یا بهتر از اون ها عروسک بازی سبک من خاله تو عمه.

راستی الی جون  بابا کجايي؟ نيستي؟ توريستي؟ امپرياليستي؟کمونيستي؟ فاشيستي؟دموکراتيستي؟ خدايي نکرده مريض که نيستي؟ راستي هرجا هستي و هرکي هستيتو خودت نمره بيستي

 

 

و از همه ی اونهایی که تولد وبلاگ رو تبریک گفتن ممنونم.

 

دیروز روز عروسی حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) بود به همین مناسبت امروز قسمت سخن بزرگان رو به سخنان حضرت علی(ع) اختصاص میدم.

1-يقين بدان هرگز به همه آرزوهايت نخواهي رسيد و از مهلت زندگيت هم تجاوز نخواهي کرد/ حضرت علی(ع)/

2-همه چيز محتاج عقل است و عقل محتاج ادب./حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

3-هنگامي كه خيانت زياد شود بركت كم مي شود. /حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

4-گناه نكردن بهتر از توبه كردن است. /حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

5-لغزش عالم بزرگترين خيانت است. /حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

6-نرم باش ولي سست و زبون مباش"سخت باش ولي درشتي نكن. /حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

7-نادان را جز در حال تندروي  يا كاهلي نتواني ديد. /حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

8-نصيحت كردن ديگري در جمع باعث كوبيدن شخصيت او مي شود/حضرت علي (ع)‍‍‍‍‍‌‌‌‌/

9-اگر چشم دل بينا نباشد شنيدن گوش سودي ندارد.حضرت علي (ع)

10-آن كس را كه اقرار مي كند عفو كنيد نه آن كس را كه اصرار مي كند.(امام علي (ع))

 

کمی هم طنز

 

اگه پسرا نبودن كي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن كي خونه رو مي كرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد كيو ضايع مي كرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا كيو سر كار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا كيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن كي تو كلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن كي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن كي نمره هاش هميشه تك بود؟ اگه پسرا نبودن دخترا اوقات فراغت نداشتن

 

تركه داشته ماست مي ريخته تو اب رودخونه بعد يه لره مياد ميگه چي کار مي کني ؟ ترکه ميگه دارم دوغ درست مي کنم لره بش ميگه همينه که ميگن خرين ديگه اخه اين همه دوغ رو کي ميتونه بخوره

 

تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد

 

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور

 

روشهاي تشخيص دختر ايراني !: - هرگز بيني هايشان عمل كرده نيست . - موهايشان خدادادي طلائي است و مادر زادي مش داره . - وقتي از كنار هم رد ميشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمي كنند. - تمام زيور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است. - تا قبل از ازدواج هر گز ابروهايشان را بر نمي دارند. - بدون اجازه خانواده شان هيچ جا نميرن . - وقتي باهاشون دوست شدي هفته دوم بايد بري خواستگاري . - هميشه سر به زير هستن و به هيچ غريبه اي نگاه

 

دختره‌ تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزن

 

يه روزتوخيابون يه پسره به زن رشتي متلك ميندازه شوهرش يه قمه در ميي ياره كه پسره رو بكشه پسره ميگه غلط كردم شوهره ميگه نخير بايد با خانوم روبوسي كني از دلش در بياري

 

و چند مطلب گیرا

 

اگر فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم می شه اگر فکر میکنی که از پس رفتنت اشک میریزم اگر فکر میکنی که با نبودنت لحظه هایم خالی میشه اگر فکر میکنی که هر لحظه دلم بیشتر تنگ میشه اگر فکر میکنی که بی تو میمیرم بسیار درست فکر میکنی خوب تو که میدونی نبودنت رو تاب نمی یارم پس فقط مال من باش نرو

 

نمي گويم که خاموشم مکن .....من نميگويم فراموشم مکن......من نمي گويم که با من يار باش.....من نمي گويم مرا غمخوار باش.......من نم گويم دگر گفتن بس است ......اما هيچ نشنفتن بس است.......روزگارت شيرين باد ..شاد باش......دست کم يک شب تو هم فرهاد باش

 

زندگي را از نخست براي من بد ترجمه كردند زندگي را يكي مرگ تدريجي نهاد يكي بدبختي مطلق معرفي كرد يكي درد درمان نايذيرش خواند و سرانجام يكي رسيد و گفت زندگي به تنهايي ناقص است تاعشق نباشد زندگي تفسير نمي‌شود. زندگي مجذور آيينه است زندگي گل به توان ابديت زندگي ضرب زمين در ضربان دلهاست زندگي هندسه ساده و يكسان نفسهاست

 

ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشقي؟

  

پسرکي دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند

 

دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

 

اگه قرار باشه منم يه روز مثله ژول ورن دور دنيا رو بگردم اونم تو80روز ترجيح ميدم دور تو بگردم چون تو دنياي مني

 

 

تو را به دادگاه خواهند کشيد...... شايد به حبس ابد محکوم شوي.جزييات جنايتت معلوم نيست. اما..... اثر انگشت تو را روي قلبي شکسته يافته اند

از معلم ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت: حرام است از معلم هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول محور نقطة قلب جوان ميگردد از معلم تاريخ پرسيدند عشق چيست؟گفت:سقوط سلساه ي قلب جوان است. از معلم زبان پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:همپاي LOVE از معلم ادبيات پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:محبت الهيات است از معلم علوم پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:عشق تنها عنصري است که بدون اکسيژن ميسوزد از معلم رياضي پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:عشق تنها عددي است که هرگز تنها نيست

 

 

خوب امیدوارم خوشتون اومده باشه.منتظر نضراتتون هستم.

 

 

سرنوشت را نمی توان از سر نوشت

 

 

                                                 خوش باشيد

 

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در شنبه 1385/10/02 و ساعت 10:28 |
در دايره ي قسمت،ما نقطه ي تسليميم
لطف آنچه تو انديشي،حكم آنچه تو فرمايي

ميلاد هشتمين اختر تابناك امامت و ولايت امام رضا(ع) بر تمامي شيعيان و دوستارانش مبارك باد

سلام به همه ي دوستان خوبم
اميدوارم كه حالتون خوب باشه.از اين كه دير به دير آپ مي كنم معذرت ميخوام مخصوصاٌ از پروتي عزيزم،خوب منم يه سري مشكلات دارم.به هر حال معذرت مي خوام.اميدوارم من رو ببخشيد.
در ضمن در باره ي فونت ها هم بگم توبلاگف نتونستم اون رو تغيير بدم.

خوب اول مي رم سراغ جواب نظرات

ايمان جان اين آپ من بود نه سحر خانوم
Fariba جان ممنونم.
فاطمه خانوم عزيز شما لطف داريد و ممنون از نظرات گران بهاي شما.
پروتي جان متشكرم.شما لطف داريد.
سحر خانوم ممنون ولي هنوز زوده كه از دست من خلاص شيد.

در ضمن يه گله از بعضي ها درام كه چرا تو نظرات ادب رو رعايت نمي كنن؟
پروتي خانوم مثلا شما مدير وبلاگ هستيا؟

سخن بزرگان
1-يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن.(ژرژ هربرت)
2-يك اراده ي قوي به هر كاري فائق خواهد آمد.(شاتو بريان)
3-هيچ ميراثي گرانبهاتر از راستي و درستي نيست.(شكسپير)
4-يك زن تيز هوش كنج است و يك زن زيبا و نيز هوش قدرت.(ژرژ مريدت)
5-يك وجدان خوب ب هزرا شمشير عالي مي ارزد.(شكسپير)
6-يكي از شاخه هاي دروغ پيمان شكني و بد عهدي است.(زرتشت)
7-هر كه سخن نسنجد،از جوابش برنجد.(سعدي)
8-هزار دوست كم است و يك دشمن بسيار.(لقمان حكيم)
9- هرگز از آنچه بر زبان نياورده ايد پشيمان نخواهيد شد.(بزرگمهر)
10-هر كاري در وحله ي اول غير ممكن به نظر مي رسد.(گاليله)

خوب حالا سر ميزنيم به پدر شعر نو
«مايه‌ي اصلي اشعارمن رنج من است.»
علي اسفندياري (نيما يوشيج) در 21 آبان 1276 به دنيا آمد و بعدها پايه‌گذار شعر نو در ايران شد. وي بعد از 64 سال زندگي بر اثر بيماري ذات‌الريه درگذشت.
علي اسفندياري كه بعدها نام «نيما يوشيج» را بر خود گذاشت در 21 آبان 1276 شمسي در «يوش» - دهي از بخش نور در شهر آمل- زاده شد. وي پسر بزرگ ابراهيم نوري مردي شجاع از افراد دودمان‌هاي قديمي شمال ايران بود.
وي در زندگي‌نامه‌ي خود نوشته ، زندگي بدوي من در بين شبانان و ايلخانان گذشت كه به هواي چراگاه به نقاط دور ييلاق قشلاق مي‌كردند وشب‌ها بالاي كوه‌ها ساعت‌هاي طولاني دور هم جمع مي‌شدند .
از تمام دوره‌ي بچگي خود من به جز زد و خوردهاي وحشيانه و چيزهاي مربوط به زندگي كوچ‌نشيني و تفريحات ساده‌ي آنها در آرامش يكنواخت و كور و بي‌خبر از همه جا چيزي به خاطر ندارم.
نيما در دنباله زندگي‌نامه خود مي‌افزايد: در همان دهكده كه من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفتم . او مرا در كوچه دنبال مي‌كرد و به باد شكنجه مي‌گرفت ، پاهاي نازك مرا به درخت‌هاي ريشه و گزنه‌دار مي‌بست و با تركه مي‌زد و مرا به ازبر كردن نامه‌هايي كه معمولا اهل خانواده‌ي دهاتي به هم مي نوشتند مي‌كرد.اما يك سال كه به شهر آمده بودم اقوام نزديك من مرا به همپاي برادر از خود كوچكترم «لادبن» به يك مدرسه كاتوليك واداشتند.
چنانكه گذشت نيما تا 12 سالگي در «يوش» بود و بعد از آن به تهران آمد ، دوره‌ي دبستان را در مدرسه‌ي «حيات جاويد» گذراند. پدر علي شب‌ها به وي «سياق» مي‌آموخت و مادرش كه حكاياتي از «هفت پيكر» نظامي و غزلياتي از حافظ حفظ داشت را به وي مي‌آموخت.
نيما در سپيده ‌دم جواني به دختري دل باخت و اين دلباختگي طليعه‌ي حيات شاعرانه‌ي وي گشت . بعد از شكست در اين عشق به سوي زندگي خانوادگي شتافت و عاشق صفوراي چادرنشين شد و منظومه‌ي جاودانه «افسانه»‌ را پديد آورد.
پدر نيما از ازدواج وي با صفورا راضي بود اما صفورا حاضر به آمدن به شهر نشد و ناگزير از هم جدا شدند و دومين شكست او را از پاي درآورد.
نيما بعد از فراغت از تحصيل در مدرسه‌ي سن لويي به كار در وزارت دارايي پرداخت اما بعد از مدتي از اين كار دست كشيد. نيما در نتيجه‌ي آشنايي با زبان فرانسه با ادبيات اروپايي آشنا شد و ابتكار و نو‌آفريني را از اين رهگذر كسب كرد و به عنوان يكي از پايه‌هاي رهبري سبك نوين قرار گرفت.
اشعار نخستين وي با اينكه در قالب اوزان عروضي ساخته شده است از مضامين نو و تخيلات شاعرانه برخوردار است كه در زمان خود موجب تحولي در شعر گرديد. نيما در آثار بعدي خود اوزان عروضي شعر را مي‌شكند و شعرش را در چارچوپ وزن و قافيه آزاد مي‌سازد و راهي تازه در شعر مي‌آفريند كه به سبك نيمايي مشهور مي‌شود.
نيما يوشيج در سال 1328 در روابط عمومي و اداره تبليغات وزارت فرهنگ و هنر مشغول به كار شد.
نيما در زمستان سال 1338 و در ششم دي ماه به بيماري ذات‌الريه مبتلا و در سن 64 سالگي در تجريش تهران از دنيا رفت.
از آثار نيما مي‌توان به مجموعه شعر«قصه رنگ پريده» ، «خون سرد» ،‌«مطبعه‌ي سعادت»‌‌، «فريادها»، ‌«مرقد آقا» ، «كلاله‌هاي خاور» ، «ناقوس» ، «مانلي»‌، «افسانه»‌،‌« مرواريد» ، «اميركبير» ، مجموعه نامه‌هايي با عنوان «كشتي و طوفان» ، «قلم‌انداز»، «حكايات و خانواده سرباز» ، مجموعه نامه‌هاي «ستاره‌اي از زمين»‌ ،‌ داستان «توكايي در قفس» ، «آهو و پرنده‌ها»‌،‌ « حرف‌هاي همسايه »، «شعر من» ، مجموعه نامه‌هاي «دنيا خانه من است»‌ ،‌« آب در خوابگه مورچگان » ، «عنكبوت» ، « كندوهاي شبانه »، « شهر صبح شهر شب»‌ و دو سفرنامه و ... اشاره كرد.

وچند مطلب گيرا

از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟ پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟ گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت

يادتون باشه که دل، تخته ســـــــــــياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد

وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيارکسي رو که به صداقت حرفات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته

فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي .... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي

چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري

ميدونی آدم کی عاشق ميشه ؟؟؟ اصلا ميدونی آدم بايد از کجا بفهم که عاشق شده يا نه يه احساس زود گذر ؟؟؟ آدم وقتی عاشق ميشه ،‌ ديگه دلش مال خودش نيست !!! زمانهايی رو که با عشقش ميگذرونه واسش خيلی عزيز و تو اون زمان ديگه به جز داشتن اون به هيچ چيزی فکر نميکنه !!! فقط تنها چيزی که واسش مهم داشتن اون عشقش به معنی ساده تر : دنبال کسی نگرد که بتونی باهاش زندگی کنی دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی عشق يه احساس نيست ، عشق چيزی که به هيچ طريقی نميشه وصفش کرد

اميدوارم خوشتون اومده باشه

خوش باشيد

ویرایش پروتی:من امروز میخواستم خارج از نوبت آپ  کنم اما حالا که گودی اومد بهتر .فقط اعلام میکنم امروز سالروز تولد وب ماست.و به همین مناسبت یه فصل از داستان رو میدم

فصل 43

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در یکشنبه 1385/09/12 و ساعت 13:41 |

چه خوش روزگاريست روزگار دوستان تو با تو

                      چه خوش بازاريست بزار عارفان در كار تو

 

سلام به همه ي دوستان خوبم

 

اميدوارم حالتون خوب باشه.واقعا شرمنده ام.دو هفته ست كه من آپ نكردم.متاٌسفانه سيستمم ويروس گرفته بود خيلي طول كشيد تا درستش كنم. در ضمن بلاگفا هم دهنم ور مسواك كرد تا باز شد. بازم معذرت مي خوام و بيشتر از همه از پروتي عزيز

خوب اول از همه جواب نظرات آپ قبلي(ميدونم دير شه)

فاطمه پاتر عزيز ممنون.حتما مزاحم ميشم

فاطمه خانوم مرسي.در مورد همدري هم من سعيم رو كردم ولي شما قبول نداريد.در مورد رنگ آخر هم فعلا داستان همينه

الي شبح عزيزم چشم مايي.در مورد سحر نميدونم بايد چي بگم ولي درباره ي اسمي كه به من داده باهات موافقم.البته اميدوارم درست شه. درباره ي سخن از اديسيوس هم شرمنده نرفتم دنبالش ولي سعي ميكنم  تو هفته ي ديگه جبران كنم.

ابي جان متشكرم.

شاه پاتر عزيزم خيلي مخلصيم.ممنوم.شما خيلي لطف داري.

از همه ي اون هايي كه نظر دادن متشكرم

سخن بزرگان

1-نيكي همه چيز را مغلوب مي كند و خودش هرگز مغلوب نمي شود.(تولستوي)

 2-نه تنها مشكلات را تحمل كن بلكه آنه را دوست بدار.(ديل كارنگي)

3-وجدانت را مجبور نكن آنچيز را كه مي بيند،نفهمد.(پلوتارك)

4-وحشتناك ترين چيز در دنيا قضاوت بدون عدالت است.(فرانسوا مورياك)

5-زن،مرغي است كه هر جا دانه باشد رو به آن ميرود،ولو آن كه دشمنش باشد.(لقمان حكيم)

6-مردان بازيچه ي زنان اند و زنان بازيچه ي شيطان.(ويكتور هوگو)

7-مردان بزرگ همچو كوه اند كه هر چه از آنها دورتر مي شويم عظمت آنها بيشتر آشكار مي شود.(لرد جوي)

8-مردان كامياب غالبا از شكست ميوه ي پيروزي چشيده اند.(گوته)

9-مردان مردد هرگز موفق نميشوند.(ناپلئون)

10زندگي بدون عشق مانند زيستن در تاريكي مطلق است.(موريس متر لينگ)

 

حالا طنز

 

دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 

و چند مطلب گيرا

 

از بهار پرسيدم عشق يعني چه؟گفت تازه شكفته ام هنوز نميدانم از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت درگرماي وجودش غرقم نميدانم از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟گفت در هزار رنگ آن باخته ام نميدانم از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت سرد است و بي رنگ

ارزو می کنم: زندگی مال تو....مرگ مال من راحتی مال تو....گرفتاری مال من شادی مال تو.....غم مال من همه مال تو ولی تو مال من

به اندازه يك دلبستگي عميق برايت گريستم و تو با اندازه يك وابستگي برايم يادگاري گذاشتي ريشه احساساتم را در درياي ژرف خيال تو آبياري كردم گريستم و شايد تو هم گريستي من از دلبستگي و تو از وابستگي

 

روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم روزي كه دانستي من بي تو ميميرم روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم بازنده من بودم اين بوده تقديرم خوش باوري بودم پيش نگاه تو هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو عشق تو چون برگي در دست طوفان بود دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود روزي به من گفتي ديگر نميمانم گفتم كه ميميرم گفتي كه ميدانم باور نمي كردم هر گز جدايي را آن آمدن با عشق اين بي وفايي را

 

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

 

 زندگي را از نخست براي من بد ترجمه كردند زندگي را يكي مرگ تدريجي نهاد يكي بدبختي مطلق معرفي كرد يكي درد درمان نايذيرش خواند و سرانجام يكي رسيد و گفت زندگي به تنهايي ناقص است تاعشق نباشد زندگي تفسير نمي‌شود. زندگي مجذور آيينه است زندگي گل به توان ابديت زندگي ضرب زمين در ضربان دلهاست زندگي هندسه ساده و يكسان نفسهاست

 

فراموش کن چيزي را که نمي تواني به دست آوري .......... و به دست آور چيزي را که نمي تواني فراموش کني

 

وكلام آخر؛ نوشتن برای فراموش کردن است نه برای به یاد آورد

 

 اميدوارم خوشتون اومده باشه.

                                                                            خوش باشيد

 

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در یکشنبه 1385/08/21 و ساعت 23:17 |

گر زيب و جمال ازين فزون خواهي كرد

                           يا رب چه جگرهاست كه خون خواهي كرد

 

 

سلام به همه ي دوستان خوبم

 

اميدوارم كه حالتون خوب باشه.اول ازهمه پروتي من شرمنده ام ولي داستان الياس رو پيدا نكردم ببخشيد.دوم به سحر خانوم لطفا من رو به اسم خودم صدا كنيد.يعني چي ميگي گودريك ميته

حالا نظرات

فاطمه خانوم ممنونم ولي من موندم چه جوري با شما هم دردي كنم من كه سعيم رو كردم!من واقعا ديگه نميدونم بايد چه كار كنم؟؟

فريك جون خيلي ممنون.در ضمن داستانت عاليه

والي شبح عزيزم بابا ممنون ولي مثل اينكه با سحر مشكل داري نه؟!

شاه پاتر جون خواهش ميكنم شما كه ديكه از اسمت معلومه

از تمام اون هايي كه نظر دادن ممنونم.

 

سخن بزرگان

1-هر روز براي مرد عاقل آغاز زندگي تازه است.(ديل كارنگي)

2-هر شكست قدمي به سوي پيروزي است.(ژاكوب ريس)

3-هر اقدام بزرگ در ابتدا محال به نظر مي رسد.(كارلايل)

4-نام نيك پيراهني است كه هرگز كهنه نمي شود.(اديسون)

5-نمي دانيد تا چه حد اعتماد به نفس باعث اعتماد به همه چيز مي شود.(ويكتور هوگو)

6-نگذاريد زبان از افكار جلو بيافتد.(شيلون)

7-مردمان را به كارهاي گران بشناسيد.(البها زهير)

8-مردم يك فكر مشترك دارند آن هم اندوختن مال است.(ولتر)

9-كمتر بخواه تا اميد رسيدن به آن بيشتر باشد.(ديژن)

10-كار بهترين راه گول زدن وقت است.(ناپلئون)

 

براي طنز هم يه سري مطلب پيدا كردم اميد وارم خوشتون بياد

 

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت

 

 مطالب گيرا ي اين هفته شعري از  مرحوم ابوالفضل سپهر هست:

 

اتل متل راحله...

 

 

اتل متل راحله

اخموي بي حوصله

مامان چرا گفت بگير

از پدرت فاصله

 

 

دلش هزارتا راه رفت

بابا خسته ي كاره؟

مامان چرا اينو گفت؟

بابا دوسش نداره؟

 

 

بايد اينو بپرسه

اگه خسته ي كاره

پس چرا بعضي وقتا

تا نيمه شب بيداره؟

 

 

نشونه ي بيداريش

سرفه هاي بلنده

شش ماه پيش تا حالا

بغض مي كنه،مي خنده

 

 

شايد اونو نمي خواد

اگه دوسش نداره

پس چرا روي تختش

عكس اونو مي ذاره؟

 

 

با چشماي مريضش

عكسو نگاه مي يكنه

قربون قدش ميره

بابا،بابا مي كنه

 

با دستاي پر تاول

آلبومي  رو كه داره

از كنار پنجره

ور ميداره مياره

 

 

با ديده ي پر از اشك

آلبومو وا مي كنه

رفيقاي جبهه رو

همش صدا ميكنه

 

 

آلبوم عكس بابا

پر از عكس دوستاشه

عكسي هم از راحله ست

تو بغل بابا شه

 

 

با ديدن اون عكسا

زنده ميشه،مي ميره

با ياد او قديما

بابا زبون ميگيره

 

 

قربون اون موقع ها

قربون اون صفاتون

دست منم بگيرين

دلم تنگه براتون

 

 

از اون وقتي كه بابا

دچار اين مرض شد

مامان چقدر پير شد

بابا چقدر عوض شد

 

 

مامان گفته تو نماز

برا بابات دعا كن

دستاتو بالا ببر

تقاضاي شفا كن

 

 

ديشب توي نمازش

واسه ي باباش دعا كرد!

دعا به آخر رسيد

صداي گريه هاي

مامان توي خونه پيچيد!

 

 

دختركم كجايي؟

عمر بابا سر اومد

وقت يتيم داري وًٌ

غربت مادر اومد

 

 

دختركم كجايي؟

بابات شفا گرفته

رفيقاشو ديده وٌ

ما رو گذاشته رفته

 

 

آي قصه قصه قصه

يه دستمال نشسته

خون سرفه ي بابا

رو اين پارچه نشسته

 

 

بعد شهادت او

پارچه مال راحله ست

دختري كه در پي

شكست يك فاصله ست

 

 

كنار اسم بابا

زائر كربلايي

يه چيزه ديگه م نوشته بود

شهيد شيميايي

 

 

اميدوارم خوشتون اومده باشه

 

 

 

                                               خوش باشيد

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در پنجشنبه 1385/08/04 و ساعت 16:25 |

با صنع تو هر مورچه رازي دارد              با شوق تو هرسوخته رازي دارد

اي خالق ذوالجـلال نوميد مكـن              آنرا كه بدركهـت نيازي دارد

 

سلام به همه ي دوستان خوبم

 

اميدوارم كه حال همتون خوب باشه و نماز و روزه هاتون قبول باشه.در ضمن شب قدر ما رو هم دعا كنيد.بابت دير كردنم بايد بگم پدرم در اومد تا تونستم وترد بلاگفا بشم ببخشید. خوب همتون ديگه با نويسنده ي جديد آشنا شديد.فكر كنم با اين اوضاع و احوال من بايد به فكر رفتن باشم.ببين سحرخانوم خدارو خوش نمياد نون كسي رو آجر كني.

راستش اين آپ رو خيلي با عجله مينويسم چون بايد برم جايي.با عرض معذرت

جواب نظرا رو هم بعداً مي دم.از همه ي اون هايي كه نظر دادن ممنونم.

 

حالا سخنان بزرگان بزرگ

1-آسايش آدمي در زنداني كردن زبان است. (پيامبر اكرم(ص))

2-آزادگي در ترك شهوات است. (امام علي (ع))

3-جهاد زن در خوب شوهر داري كردن است. (حضرت زهرا(س))

4-انديشمند بودن تنها به هنگام خشم معلوم ميشود. (امام حسن(ع))

5-آن را كه خردي نيست ادب نيست. (امام حسين(ع))

6-مجلس نيكان انسان را به اصلاح خويش وا مي دارد. (امام سجاد(ع))

7-يك دانا و علم بهترو برتر از هزار عابد است. (امام محمد باقر(ع))

8-آفت دين حسد،خود پسندي و خود خواهي است.(امام جعفر صادق(ع))

9-اداء امانت و راستگويي روزي انسا را زياد مي كند. (امام موسي كاظم(ع))

10-ارزنده ترين مرحله ي خرد خود شناسي است. (امام رضا(ع))

11-زينت بي نيازي شكر است. (امام جواد(ع))

12-با سرمايه ي اميد به دنبال حوايج بايد رفت. (امام هادي(ع))

13-فروتني نعمتي است كه مورد شرك قرار نمي گيرد. (امام حسن عسگري(ع))

14-دختر رسول خدا براي من الگوي نيكويي است. (امام زمان(عج))

 

به مناسبت ليالي قدر و شهادت اميرالمومنين(ع) اين چند بيت رو ميزارم.

 

در خيال خويش ديشب عكس آن دلبر كشيدم   زحمـت بـسـيـار بـردم ذلـت‌ بـي مـيـر كــشيـدم

اول از زلفش گرفتم تا كه سازم خرمن گـــل   از پريشاني چو ـه رو واژگون از سـر كشيـدم

مي كشيـدم ابروانش تا سحر بر پرده ي دل   واي از اين ابرو كشيدن من چنان خنجر كشيدم

مي كشـيدم چشـم شـهـلاي خمـارآلـود او را  مستي چشمش چو ديدم پـر ز مير ساقر كشيدم

در خيـال لـب كشـيـدن نـقـطه اي افـتـاد بـالا     پاك كــردم بـا زبـانـم، از ازل بـهـتر كـشـيــدم

مـي كـشـيـدم سـاق و سـيـنــه در مـيـان او   راستي،قامـت قيامـت بود ومن محـشـر كشيـدم

صـبـح شـد ديـدم اي واي حـــســـرتــــــا     عــكـس مـولايـم عـلـي (ع)حــــيــــدر كـشــيـدم

 

 

چند مطلب  گيرا

نبود رنگ دو عالم كه نقش الفت بود
زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت
به يك كرشمه كه نرگس به خودفروشي كرد
فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت

 

شيطان كه رانده شد جز يك خطا نكرد

خود را بر سجده ي آدم رضا نكرد

شيطان هزار مرتبه به ز بي نماز

او سجده بر آدم و اين بهر خدا نكرد

 

در حيرتم از مام اين مردم پست

اين مردم زنده كش و مرده پرست

تا هـسـت  ندانـنـد قدرش

چون مرد عزيز است برندش سر دست

 

 

عمر گر چون نوح طولاني كني

خويش را مبحوس و زنداني كني

گر خوري چون خضر آب زندگي

تا قيامت گر كني  پايندگي

گر به چرخ چارمين بالا شوي

همدم خورشيد  چون عيسي شوي

عاقبت زهر اجل را خواهي چشيد 

دست از اين زندگي بايد كشيد

 

 

از تمام شما بزرگواران معذرت مي خوام.اميدارم خوشتون امده باشه.

راستي يادتون نر ما رو هم دعا كنيد.

 

                                                                                 خوش باشيد

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در پنجشنبه 1385/07/20 و ساعت 15:24 |

يا رب ز شراب عشق سـر مستم كن      در عشق خودت نيست كن و هستم كن

از هر چه ز عشق خود تهي دستم كن   يكـباره بـه بند عـ‌شـق پا بـستم كن

 

سلام به همه ي دوستان خوبم

اميدوارم حالتون خوب باشه و طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق.التماس دعا.

بابت هفته قبل من واقعاً شرمندم.ببخشيد سيستمم كامل بهم خورده بود.درست كردنش تا پنجشنبه طول كشيد.به هر حال من شرمنده ي شما شدم اللخصوص پروتي ببخشيد. در ضمن آپ اين هفته هم با تاٌخير انجام شد.پيش مياد ديگه پيش آمده.

خوب تو نظرات پروتي گفته بود فصل جديد رو برام فرستاده ولي من چيزي نگرفتم.ولي تونستم تو يه جاي ديگه پيداش كنم

فصل36

خوب خدا رو شكر پروتي هم كه پيداش شد و بچه ها هم از نگراني در اومدن.

خوب ميرم سراغ نظرات(البته مال دو هفته پيش)

هاني خانوم و صابرعزيز و گابريل دلاكور گرامي ممنونم شما ها لطف دارين.

فاطمه خانوم من نميدونم مشكل اين فونت ها كجاشه.شما ايراداتش رو بگو منم اگه بتونم به رو چشم درستش مي كنم و رد ورد سخنان بزرگان هم فعلاً همين كار رو مي كنم تا يه دليل محكمه پسند براي ادامه ندادن پيدا كنم.

الي شبح عزيز خودم به نظر من جوابت كمي گنگه.منتظر جواب بعديت هستم البته با دلايل محكم و در مورد عشق بايد بگم تو به ظاهر جمله توجه كردي بلكه بايد به مفهوم آن پي برد.اميدوارم متوجه شده باشي.

ليلي اوانز عزيزم شما واقعاً لطف داري.اميدوارم در وبلاگت موفق باشي.

ليلا گوگولي جون ممنونم.

سحر عزيزم داستانت عاليه.دستت درد نكنه.راستي من بايد چه كار ميكردم يا به چي جواب مي دادم كه انجام نشده خالا مي خواي كارگر بگيري.

 

خوب مي خوام تو ماه رمضان به جاي سخن بزرگان سخن بزرگان بزرگ رو بذارم.!!!

1-نيروند ترين شما كسي است كه بر خشم خود مستولي شود.(پيامبر اكرم(ص))

2-آن كس را كه اقرار مي كند عفو كنيد نه آن كس را كه اصرار مي كند.(امام علي (ع))

3-روزه درا چه بهره اي از روزه هايش مي برد زمانيكه زبان،گوش،چشم و ساير اعضاي خود را از محرمات باز ندارد.(حضرت زهرا(س))

4-هيچ تنهايي وحشتناك تر از خود پسندي نيست.(امام حسن(ع))

5-روزگار حسودان از تمام بد كاران سياه تر است.(امام حسين(ع))

6-خداوند موَُِّْمن خطا كار را در حال توبه دوست دارد.(امام سجاد(ع))

7-چار چيز است كه اندك آن بسيار است:آتش،دشمني،فقر و بيماري.(امام محمد باقر(ع))

8-آنچه را كه رسيدنت به آن محال است آرزو مكن.(امام جعفر صادق(ع))

9-حق را بگو اگر چه نابودي تو در آن باشد زيرا كه نجات تو در آن است.(امام موسي كاظم(ع))

10-آغاز بندگي خدا شناخت اوست.(امام رضا(ع))

11-ثابت قدم باش تا به هدف برسي يا به آن نزديك شوي.(امام جواد(ع))

12-از كسي كه او را آزردي انتظار صميميت نداشته باش.(امام هادي(ع))

13-تقواي الهي پيشه كنيد و مايه ي زينت باشيد نه نكبت.(امام حسن عسگري(ع))

14-من باقيمانده ي خدا و جانشين او در زمين و حجت او بر شمايم.(امام زمان(عج))

 

و چند مطلب گيرا

هميشه عاشق كسي باش كه قلبش اونقدر بزرگ باشه كه براي وارد شدن به اون خودت رو كوچيك نكني.

يكبار از كنار دريا گذشتي ولي سالعاست كه موج ها براي بوسيدن جاي پاي تو مي روند و مي آيند.

 

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمت تو بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره.

 

 

زندگي زيباست نه در رويا ...... بوسه زيباست نه براي هوس ....... پرنده زيباست نه براي قفس ....... دوست داشتن زيباست نه براي لمس كردن بلكه براي حس كردن

 

 

سينوس چشمانت با كسينوس لبانت برابر است .تو گفتي كه قضيه عشق را ميتوان از راه دو معادله ودومجهول حل كرد اما نمي شود بايد با انتگرال كنار بياييم .اين را بدان كه اگر بخواهي از دنياي عشق من فرار كني تو را زير راديكال عشق ملاقات خواهم كرد

 

 

به کودکی گفتند:عشق چیست؟ گفت: بازی به نوجوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی به جوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت به پیرمردی گفتند: عشق چیست؟ گفت: به عمرعاشقی گفتند: عشق چیست؟ چیزی نگفت. اهی کشید و سخت گریست

 

وچند نكته

1. كوكا كولا در اصل سبزرنگ است

2. عمومي‌ترين نام در جهان محمد است

3. اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد

4. مقاومترين ماهيچه در بدن ، زبان است

5. كلمه "ماشين‌تحرير" طولانيترين كلمه اي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت

6. چشمك زدن زنان ، تقريباً دوبرابر مردان است

7. شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد

8. محال است كه آرنجتان را بليسيد.

 

هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است

خال پيك : شاه‌ديويد

خال گشنيز : اسكندر كبير

خال دل : شارلماني...امپراتور فرانسه بزرگ

خال خشت : ژولیوس سزار

 

اميدوارم خوشتون اومده باشه.منتظر نظراتتون هستم

 

خوش باشيد

 

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در سه شنبه 1385/07/11 و ساعت 12:18 |

برگ درختان سبز از نظر هوشيار

                          هر ورقش دفتريست معرفت كردگار

سلام به همه ي دوستان خوبم

اميدوارم حالتون خوب باشه.قبل از شروع مطالب و نظرات بايد دو نكته رو بگم:اول پروتي جون شما لطف داري و از داستان و مطلب زيبات واقعا ممنون آپ عاليي بود.دوم از همه معذرت مي خوام چون جواب نقد مشكل داشت،به بزرگي خودتون ببخشيد.

نظرات

خطاب به صید در دام عزيز:

گر دو روزی چرخ دوران بر مراد ما نگشت ...   دائما يكسان نماند چرخ دوران غم مخور

مرجان جون و هاني عزيز ممنونم شما لطف داريد.

الي شبح عزيزم متشكرم.در ضمن من هنوز منتظرم بدونم جرا قسمت سخنان بزرگان رو حذف كنم.

شاه پاتر جون مرسي ولي داري ميّت رو از مردن ميترسوني؟

Severus snape عزيز شما امر كن منم اگه بتونم جواب ميدم.بازم ببخشيد.

ایساک منشی گردایش شکارگران 13 جون مي دونم بلد نيستم آپ كنم از يادآوريتون ممنون.بازم معذرت.

سحر جون خوش بگذره و ممنون.

امیر ZerZeroos جون و Dj عزيز ممنونم.راستي طرز نظر دادنتون يه خورده عجيب نيست؟!

حالا مطالب خودم

اول سخن بزرگان

5 نكته ي مفيد رد باره ي كتاب

1-كتاب بزرگترين اختراع بشر است.(شكسپير)

2-كتاب راهنماي دوران شباب و سرگرمي بخش دوران پيري است.(چيني)

3-كتاب معلي است كه بدون عصا و تازيانه ما را هدايت مي كند.(انگليسي)

4-كتاب هايي به شما ياري مي كنند كه بيش از همه شما را به تغكر برانگيزند.(پاركر)

5-كتاب ها بايد معدود و خوب و خوب باشند مثل دوست.(اسپانيايي)

و 5 نكته ي دوم:

1-عاقل كسي است كه در پنهان كاري نكند كه در آشكار از آن خجل شود.(لقمان)

2-طولاني شدن حيات مهم نيست بلكه به كتر بستن آن در خور توجه است.(هولارد)

3-صمميت خاتمه مي يابد از جايي كه عدم اعتماد شروع شود.(پوشكين)

4-صبر و اميد دو عامل موفقيت هستند.(الكساندر دوما)

5-شهرت آغاز از ميان رفتن بزرگي است.(روزن ياو)

خوب حالا طنز

 

دو تا ني‌ني پيش هم خوابيده بودن، پسره از دختره پرسيد تو دختري يا پسر، دختره گفت نميدونم، پسره گفت: پس بزار ببينم، رفت زير پتو و اومد بيرون، گفت تو دختري. دختره گفت از کجا فهميدي، پسره گفت آخه جورابات صورتيه

 

ويژگيهاي پسران باکلاس 1) برداشتن ابرو به مقدار کافي! 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست! 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9) تظاهر به عصبي بودن! 10) بحث در مورد فضاي فکري احمدي نژاد

 

بنی ادم اعضا یکدیگرند که مثل سگ بهم می پرند چو عضوی بدرد اورد روزگار که پنچر شود چرخ اموزگار تو کز محنت دیگران بی غمی گمونم پسر عمه شلغمی

 

ويك شعر:

سربازی

 

 

چرا مادر مرا 20ساله کردی

                                     در این غربت مرا آواره کردی

خوراکم نان خشک و آب و چایی

                                          پا مرغی می روم مادر کجایی

مرا هر دم ندا دادی عزیزم

                                  ببین در پادگان من سینه خیزم

غروب است و دلم یاد وطن کرد

                                         نمی دانم وطن کی یاد من کرد

یقین دارم مادر یاد عزیز است

                                     نمی داند که طفلش سینه خیز است

اگر روزی رسد دستم به دستت

                                       کنم جانم فدای چشم مستت

به سربازی نگشتم لحظه ای شاد

                                         همیشه از گذشته می کننم یاد

گرهبانان مرا بیچاره کردند

                                  لباس شخصیم را پاره کردند

روز و شب ز بس که آش خوردم

                                         غذای خانه را از یاد بردم

ز بس خوردم غذای مانده و سرد

                                         در این غربت تمام روده هایم می کند درد

 

چند مطلب گيرا

 

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

 

چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي : گل من باغچه نو مبارک

 

اگر باران بودم ،آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشك بودم ، مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه ايي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم ،‌آهنگ دوست داشتن را برايت مي نواختم ولي افسوس كه نه بارانم ،‌نه اشك ،‌نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

 

وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است................. وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام كه عاشقيم مي گن گناهه

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه وخوشحال ميشم نطرتون رو بدنم.

 

كلام آخر:رو ي سردر قلبم نوشتم ورود ممنوع.عشق آمد و گفت سواد ندارم.

 

خوش باشيد

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در سه شنبه 1385/06/28 و ساعت 6:34 |

خدا را بر آن بنده بخشایش است    که خلق از وجودش در آسایش است

 

سلام به همه ي دوستان خوبم

قبل از هر چيز معذرت مي خوام كه آپ اين هفته يه خورده دير شد،ببخشيد.

پیش از شروع  مطالب خودم:

فصل 31 قسمت دوم 

و يك نقد از ايساك براي داستان پروتي

نقد ايساك       جواب نقد

حالا برسيم به كار خودمون.

اول جواب نظرات:

Fiker عزيز در مورد داستانت و pdf كردن بايد با پروتي صحبت كني.

شاه پاتر جون ممنونم.نازنين خانم از شما هم همينطور لطف داريد.

و تك شاخ عزيز در مورد اون آيه:درسته كه د قرآن گفته نبايد ريشتو با تيغ بزني ولي دليل نميشه كه از خودت آيه نازل كني هر چند كه قصدي نداري ولي هم درست نيست هم باعث سوء تفاهم . كودورت ميشه.

صابر جون در جوابت يك جمله ميگم:چند رود كوچك به هم مي پيوندند و يك رودخانه به وجود مي آورند و چند رود خانه يك درياچه و چند درياچه يك دريا

به وجود مي آورند.

فلور عزيزم باور كن خبلي دلم مي خواد باهات تبادل لينك كنم ولي باور كن من به خاطر يه سري مشكلات روزي 4 يا 5 ساعت بيشتر خونه نيستم و اين وضع من متاٌسفانه تا آخر تابستون ادامه داره.من سعيم رو ميكنم ولي قول نميدم. اميدوارم من رو ببخشي.

مهزيار جون در اين مورد بايد با پروتي صحبت كني چون ايشون مدير هستند.

 

حالا مطالب اين هفته:

 

اول سخن بزرگان

5 نكته مفيد در مورد وجدان

1-وجدان آيينه اي است كه نه تملق مي كند نه تحقير مي كند.(هند نوبرك)

2-وجدان جوهر اخلاق فرد و وجود دائمي و ابدي است.(ساموئل اسمايز)

3-وجدان خداي حاضر در انسان است.(ويكتور هوگو)

4-وجدان راهنمايي بي مانند و دادرس عادل و بي طرف است.(مونتسكيو)

5- وجدان نماينده ي تقدس،پاكدامني،عفت و صداقت است.(الكساندر دوما)

و 5 نگته ي ديگر؛

1-دستگيري كنيد روزي مي رسد كه زمين ما را از خود مي راند،يگانه تمول شما در عالم ديگر همين دستگيري هاي شماست.(ويكتور هوگو)

2-خشونت اخلاقي از ناتواني و درماندگي است.(ويكتور هوگو)

3-خواستار خوشبختي ديگران بزرگترين خوش بختي است.(الرژ)

4-خوشگذراني و سرور و شادي انسان را زودتر از كار و كوشش خسته مي سازد.(ملكه گرستين)

5-كسي ظفر مي يابد كه بيشتر از ديگران مقاومت مي كند.(ناپلئون)

 

نوبت طنز

 

به يک نفر مي گن با چرتکه جمله بساز ميگه من قديم از چرتکه استفاده مي کردم ولي الان از ماشين حساب استفاده مي کنم نکته ادبي: خوب يک جمله درست حسابيه ديگه. نکته تکنولاژانه: ماشين حساب بهتر از چرتکه هست. نکته رياضانه: ماشين حساب بهتر از چرتکه حساب مي کنه. نکته فرهنگي: چرتکه ديگه جزو فرهنگ ما نيست.

 

روشهاي تشخيص دختر ايراني !: - هرگز بيني هايشان عمل كرده نيست . - موهايشان خدادادي طلائي است و مادر زادي مش داره . - وقتي از كنار هم رد ميشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمي كنند. - تمام زيور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است. - تا قبل از ازدواج هر گز ابروهايشان را بر نمي دارند. - بدون اجازه خانواده شان هيچ جا نميرن . - وقتي باهاشون دوست شدي هفته دوم بايد بري خواستگاري . - هميشه سر بي زير هستن و به هيچ غريبه اي نگاه نمي كنند.

 

دوست داري بگم ميخوام هر روز صبح با صدات بيدار بشم؛ بعد بفهمي با ساعت بودم؟! دوست داري بگم چرا رفتي؟ بعد بفهمي با برق بودم. دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم؟! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فکر کني با... نه! ايندفعه با خودت بودم

 

جند بهانه ي دخترا: 1 فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2 من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3 من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4 تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5 من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6 ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير)

 

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، . دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم . اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، . اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم !

 

چند مطلب گيرا

 

به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند

 

تو بگو خودت بگو...با تو بمونم يا برم...آخه من نميخوام که غصه دارت بکنم... زمونه خواست که من از تو جدا شم ...اينه دنيا،اينه دنيا راست مي گفتي تو ...ديگر اکنون دير است،دوستي و دوري بهترين تدبير است... مرا ببوس...مرا ببوس ...براي آخرين بار ....... با تاکيد بر دو کلمه آخر ماييم و موج سودا،شب تا به روز تنها... با تاکيد بر کلمه آخر تو رها از من باش...اي برايم همه کس...مانده ام من ز نفس.... ميشه از تو پر گرفت تا اوج ابرها...کوچه پس کوچه عشق رو ،با خيالت پرسه زد تا موج فردا عشق ما نيازمند رهايي است نه تصاحب

 

این ابر های سوخته سوگوار تابوت آفتاب را به کجا می برند؟ این بادهای تشنه هار و حریص وار دنبال آبگون سراب کدام باغ پای حصارهای افق سینه می درند؟ اکنون درخت لخت کویر پایان ناامیدی واغاز خستگی کدامین مسافر است؟ مرغان رهگذر مرگ کدام قاصد گمگشته را از جاده های پرت به قریه می اورند؟ ای شب!به من بگو اکنون ستاره ها نجواگران مرثیه عشق کیستند هنگام عصر بر سر دیوار باغ ما باز ان دو مرغ خسته چرا می گریستند؟

 

گفت: عشق دروغی بیش نیست.... **** گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........ گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی.... گفتم:عشق درد است ... گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است... گفتم: عشق تضاد است.... گفتم:عشق جستجوست ، نرسیدن است...... نداشتن و بخشیدن است.... گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است.... گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه.....

 

پروتي جون داستانت مثل هميشه عاليه.خسته نباشي

 

كلام آخر:ميدنم خوب آپ نمي كنم ولي شما اگه نظر خودتون رو بگيد مي تونم بهتر كار كنم.

منتظر نظراتتون هستم.

 

خوش باشيد

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در سه شنبه 1385/06/21 و ساعت 6:14 |

سلام به همه ي دوستان خوبم

 

همون جور كه اطلاع داريد پروتي عزيز جمعه ها آپ مي كنند و من هم قرار شد يك روز در هفته آپ كنم كه احتمالاً يا دوشنبه هست يا سه شنبه، و يك مطلب مهم در مورد كوتاهي فصل ها بايد يك نكته رو به شما بگم:نوشتن داستان كار آسوني نيست و مستلزم وقت آزاد،آرامش فكر ي و مسائل ديگري هست.پس خواهش مي كنم شرايط پروتي رو هم درك كنيد و باور كنيد من هم خيلي دوست دارم فصل ها طو لاني باشد و زود به زود اون رو بخونم ولي نبايد تنها به ظاهر قضيه نگاه كرد.(از اين كه درك مي كنيد متشكرم)

قبل از مطالب خودم داستان پروتي:

 

فصل30

 

و حالا مطالب خودم:

اول سخن بزرگان

چند نكته د رباره ي  قلب شما

1-قلب آيينه اي است كه هر كس خود را در آن مي بيند.(آندره ژيد)

2-قلب براي خود دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است.(سامرست موآم)

3-قلب شما،با وفا ترين مشاورشماست.(كپي لينك)

و چند مورد درباره ي عشق

1-عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت مي برد.(افلاطون)

2-عشق،روح را توانا مي سازد و انسان را زنده نكه مي دارد.(توماس مان)

3-عشق زود تر از نسمي كه به بوستان مي وزد در قلب نفوذ مي كند.(ويه لاند)

4-عشق،معمولاً نوعي عذاب است،اما محروم بودن از آن،مرگ است.(شكسپير)

5-عشق،نعمت بزرگي است كه به انسان هديه داده شده است.(پتراك)

6- عشق،همچون جنسي است كه همه كس ازآن صحبت مي كند،ولي كسي آن را نديده است.(شو پنهاور)

7- عشق،يك تنفس آسماني از فضاي بهشت است.(ويكتور هوگو)

ولي در اعماق  اين جملات  اين جملات سئوالي نهفته

 عشق ،عاشق و معشوق  واقعي كيست؟

 

حالا كمي هم طنز

 

سپاس وستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي. هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد سب ضرر. پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب از جيب و جان که بر آيد کز عهده ي خرجش به در آيد

 

ضد حال يعني چي؟ .. 1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه 2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري 3- يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي 4- درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه 5- ضد حال يعني اينكه اين مطلب رو از قبل خونده باشيژ

 

آقايان در سن 14 تا 17 سال مانند کشور کره شمالي هستند: قدرتي ندارند ولي مانند اين کشور ادعاي قدرت و سرکشي مي کنند در سن 18 تا 19سالگى، مثل هندوستان هستند: براي زندگي کردن 4راه پيش روي خود ميبينند يا کنکور و قبولي يا سربازي به عبارت بهتر(آشخوري) يا بيشتر مواقع عاشق ميشن و تا صبح واسه عشقشون شعر ميگن و يا پايان زندگي و مرگ. در سن 20 تا 27 سالگى، مانند کانادا هستند: بسيار خون گرم و مهربان اوج جواني، زيبا و دلربا، براي هر دختري خيلي زود ويزاي پذيرش صادر ميکنند

 

اينقدر ميگن اکس نخوريد اکس نخوريد شما فکر ميکنيد بدتون رو ميخوان?! اين مطالب رو بخونيدتا اثرات اکس رو ببينيد. *يه روز يه عنکبوت قرص اکس مي خوره پتو ميبافه*اصفهاني قرص اکس مي خوره سوار ماشين مي شه كرايه دو نفر حساب مي کنه *ترکه اکس مي خوره نفر اول المپياد فيزيک مي شه * شيطان اکس مي خوره مردم رو به راه راست هدايت مي کنه *پرگاره اکس ميخوره مستطيل ميكشه *يه جوجه اکس ميخوره ميگه جيکس جيکس *يه روز يه قورباغه قرص اکس ميخوره، تا شب کرال ميره

 

 

 و در آخر چند مطلب زیبا و خواندنی(البته از نظر خودم):

 

خدايا تابوتم را در جاي بلندي قرار بده تا همه بدانند که من از اين دنيا رفتم بر روی من پارچه سیاه رنگی بکشید که بدانند چه روزگار سیاهی بر من گذشته خدايا چشمهايم را باز بگذار تا همه بدانند من چشم انتظار از اين دنيا رفتم خدايا دستانم را باز بگذار تا همه بدانند که هیچ با خود از این دنیا نبرده ام خدايا صليبي از يخ برروي تابوتم بگذاريد با اولين طلوع خورشيد آب شود و بجاي مادرم گريه کند

 

به جاي دسته گلي كه فردا بر گورم نثار مي كني امروز با شاخه گلي كوچك يادم كن و به عوض سيل اشكي كه فردا بر مزارم ميريزي امروز با تبسم مختصري شادم كن

 

وقتي يکي رو از خودت ناراحت کردي يه ميخ بزن به ديوار....وقتي از دلش در آوردي ميخ رو از ديوار بکن...اما يادت باشه که جاي ميخ هميشه روي ديوار ميمونه

اميدوارم خوشتون اومده باشه و خوشحال ميشم نظراتتون رو بخونم.

 

خوش باشيد

 

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در دوشنبه 1385/06/13 و ساعت 20:5 |

ميلاد با سعادت سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و برادربا وفايش علمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) و پسر مخلص او سيدالساجدين امام زين العابدين(ع) بر همه ي شيعيان جهان مبارك باد.

 

 

گر صورت گران  صورت زيبا كشند

صورت ارباب من از همه زيبا تر است

چون كه سلاطين زنند دعوي بالاتري

پرچم ارباب من از همه بالاتر است

 اینم عیدی وبلاگ

فصل 28

راستی خطاب به منتقدان عزیز: این بار نقد برای داستان هری پاتر و

 

 سنگهای ششگانه هست. 

خوش باشید

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در سه شنبه 1385/06/07 و ساعت 3:42 |

سلام به همه ي دوستان خوبم

راستش من قرار بود زود تر از اين ها كارم رو شروع مي كردم و لي به خاطر مشكلي كه برام پيش اومد نتونستم.اميدوارم من رو ببخشيد.من تصميم گرفتم اولين آپم رو از چند جمله ي زيبا و يه شعر طنز آغاز كنم كه اميدوارم خوشتون بياد.

خوب اول جمله ها:

 

1-يك زن به تنهايي مي تواند با سر نوشت ملتی بازي كند (شوپنهاور)

 

2-هميشه كساني از زندگي شكايت دارند كه چيزهاي غير ممكن خواسته اند(رنان)

 

3-هيچ چيز در جهان به انداره ي عفت و عصمت زن را بالا نمي --برد(اديسون)

 

4-هوس را نافرماني كن هر كس را كه خواهي فرمان بر(ارسطو)

 

5-هيچ چيز براي انسان از هم نشيني كه عواطف و احسسات او را درك كن دو از رازهاي قلبيش را دريابد بهتر نخواهد بود(ژان پل سارتر)

                    

6-هر گاه ديدي مردم به كلام خود فخر مي كنند تو به سكوت خود فخر كن(لقمان حكيم)

 

7-هر گاه غضب شما را از راه اعتدال خارج ساخت سريع به آينه نگاه كنيد بي اختيار به خدم ي خنديد(ژان ژاك روسو)

 

8-هر كه علم خواند و عمل نكرد بدان ماند كه گاو راند و تخم نيفشاند(سعدي)

 

9-هر كه با دشمنان صلح كند سر آزار با دوستان دارد(سعدي)

 

10-هر وقت كسي گمان كرد احتياجي به تلاش ندارد بايد آرامگاه خود را آماده سازد(مارون)

 

و اينم مثلاً شعر (طنز):

 

سربازي

 

 

به دروازه ي تيپ كه رسيدم                    صداي طبل و شيپور را شنيدم

به خود گفتم كه اين طبل نظام است            كه ديگر شخصي گري بر من حرام است

از آن شب كه خوردم سيب زميني             شدم سرباز نيروي زميني

به خط كردن تراشيدن سرم را                 لباس ارتشي كردن تنم را

لباس ارتشي رنگ زمين است                 برادر غم مخور دنيا چنين است

اگر خدمت شود باغ بهشتي                    نمي ارزد به يك ديوار خشتي

غلط كردم به خدمت آمدم من                   به پاي خود به زندان آمدم من

خداوندا بيا دردم دوا كن                       مرا از دست اين خدمت رها كن

دو تا كهنه پتو دارم كه شب را                به زحمت بخوابم لاي آن ها

ز دست بند پوتين در عذابم                   كه هر شب گيرد ساعتي ز خوابم

حكايت ز سربازي زياد است                  بشين پا شو،سينه خيز رفتنها زياد است

الا مادر مرا بيست ساله كردي                ميان پادگان آواره كردي

بميرد آن كه سربازي بنا كرد                  تمام دختران را چشم به را كرد

خيال كردم كه سربازي دو سال است        ندانستم كه يك عمر جوان است

 

البته اين مثلاً شعر زبان حال آقايون عزيز است.

بازم ازهمه معذرت ميخوام بخصوص از پروتي عزيزم،اميدوارم كه منو ببخشيد.فعلا، از حضورتون مرخص ميشم.

خوش باشيد.

 

 

ویرایش پروتی

دوستان من سه چهار روزی نمیام بنابراین وبلاگ رو تا جمعه به گودریک عزیز میسپارم.فعلا چند تا عکس از اما واتسون و لینک آهنگ وبلاگ رو که فرزاد عزیز خواسته بودن میذارم.موفق باشین

 

اما واتسون 1      اما واتسون 2         اما واتسون 3

 

اینم آهنگ وبلاگ

آهنگ وبلاگ

لازم به توضیح نیست که من خودم این آهنگ رو از وبلاگ سوروس اسنیپ عزیز برداشتم

 

اینم فصلهای داستان برای دوستانی که نخوندن.

فصل 1 تا 23     فصل 24      فصل 25        فصل 26     فصل 27

 

امیدوارم لذت ببرین ونظر یادتون نره.منتظر انتقادات شما عزیزان هستیم

+ نوشته شده توسط گودریک گریفندور در شنبه 1385/06/04 و ساعت 20:24 |